|
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست ...
|
ولادت: 1344 مشهد مقدس
شهادت: 5/5/67 شلمچه
مسئوليت:مسئول اعزام مبلغ لشكر 21 امام رضا (عليه السلام)
شهيد موسوي در جوار بارگاه ملكوتي ثامن الحجج علي بن موسي الرضا (عليه السلام) در سال 1344 چشم به جهان گشود.ايشان در دامان خانواده اي روحاني و مذهبي دوران كودكي را سپري كرد.پدر ايشان سيد حسيين موسوي از روحانيون سرشناس مشهد مقدس مي باشد.پس از اتمام دوران ابتدايي در سال 1354 وارد حوزه علميه شد.او نبوغ و استعداد سرشاري داشت به همين سبب دروس مقدماتي حوزه را بخوبي پشت سر گذاشت و پس از چند سال تحصيل در مشهد رهسپار حوزه علميه قم شد.
او با آغاز نهضت امام خميني (رحمة الله عليه) صادقانه به ياري انقلاب شتافت و در صف انقلابيون فعال قرار گرفت.در راهپيمايي ها پيشاپيش جمعيت قرار داشت و چندين بار هم تا مرز شهادت پيش رفت وي يكبار نيز توسط ساواك دستگير و شكنجه شد.
انس با قرآن و نماز شب،عشق به مطالعه و تحقيق و علاقه زياد به حضرت امام خميني (رضوان الله عليه) از خصوصيات بارز اين شهيد بزرگوار است.با آغاز جنگ تحميلي ميدان عمل را بر ميدان علم ترجيح داده و رهسپار جبهه هاي حق عليه باطل شد. بخاطر هوش ذكاوت ،ايشان در جبهه، در مسئوليت هاي مختلف خدمت نمود و آخرين مسئوليت او در دوران جنگ تحميلي مسئوليت اعزام مبلغ لشكر 21 امام رضا عليه السلام بود.
اين سردار شهيد سه بار قبل از شهادت به درجه جانبازي نائل آمد و بالاخره در واپسين روزهاي دفاع مقدس در تاريخ 5/5/1367 در منطقه شلمچه با فرياد لله اكبر نداي ارجعي را لبيك گفته و بسوي اجدا بزرگوارش رهسپار گرديد و پيكر مطهرش در جوار بارگاه ملكوتي امام رضا (عليه السلام) در صحن آزادي به خاك سپرده شد.
روحش شاد و راهش پررهرو باد
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
حضرت امام خميني (رحمةالله عليه):
شهادت ارثي است كه از انبياء به ما رسيده است.
ما هرچه داريم از شهدا داريم.
خون شهيدان انقلاب را بيمه كرد.
هرچه انقلاب اسلامي دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است.
اما به ملت عزيز ايران توصيه مي كنم كه نعمتي كه با جهاد عظيم خودتان و خون جوانان برومندتان بدست آورده ايد،همچون عزيزترين امور،قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسداري نماييد و در راه آن كه نعمت عظيم الهي و امانت بزرگ خداوندي است كوشش كنيد و از مشكلاتي كه در اين صراط مستقيم پيش مي آيد نهراسيد كه «ان تنصرالله ينصركم».
دشمنان خدا و خلق خدا،آني غافل نيستند و در كمين نشسته اند تا آنچه را خدايي است نابود كنند.
تحمل زحمت ها،فداكاري ها،جان نثاري ها و محروميت ها،همواره متناسب بزرگي مقصود،ارزشمندي و علو رتبه آن است.
خانواده هاي شهدا،تا هميشه تاريخ اين مشعل داران راه اولياء،افتخار روشنايي طريق الي الله را به عهده گرفته اند.
از شهدا كه نمي شود چيزي گفت،شهدا شمع محفل دوستانند،شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادي وصولشان «عند ربهم يرزقونند» و از نفوس مطمئنه اي هستند كه مورد خطاب «فادخلي في عبادي وادخلي جنتي» پروردگارند.
خط سرخ شهادت،خط آل محمد(صلي الله عليه و آله) و علي (عليه السلام) است و اين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه آن بزرگواران و به پيروان خط آنان به ارث رسيده است.
خداوندا! اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز نگهدار و ما را هم از وصول به آن محروم مكن.
حضرت آية الله العظمي خامنه اي (رحمة الله عليه):
اگر ملتي از اين فرهنگ ازخود گذشتگي و فداكاري،سپاس گزاري و تجليل نكند امكان حيات با عزت و به دور از ذلت را نخواهد داشت.
زنده نگهداشتن ياد شهداي انقلاب اسلامي باعث تداوم حركت انقلاب است.
هر ملتي كه متكي به شهادت شد و هنر شهادت را ياد گرفت،اين ملت براي هميشه سربلند است و هيچ قدرتي بر اين ملت پيروز نخواهد بود.
هرچه ياد شهدا بيشتر زنده شود،فضاي كشور و جامعه بيشتر به سمت ارزشها حركت خواهند كرد.
نه ملت ما نه دولت ما،نه تاريخ ما و نه فرهنگ ما اجازه تسليم در مقابل هيچ دشمني را نمي دهد.
امروز زنده نگهداشتن ياد شهدا كمتر از شهادت نيست.
وقت آن است ما كه وارثان اين خون ها هستيم از پاي ننشينيم تا فداكاري آنان را به ثمر برسانيم.
شهيدان با ايثارگري و نثار خون خود حقايق و فضيلت هايي را كه در دنياي مادي در حال فراموشي بود بار ديگر احياء كردند.
بي شك اگر لحظات پر معني و پرماجراي هريك از رشادت ها و حماسه ها ثبت شود،غني ترين ميراث معنوي براي تاريخ برجاي مي ماند.
اگر روح جهاد و ايثار و شهادت در جامعه اسلامي حاكم باشد،هرگز دشمنان اسلام به خود جرات اقدام عليه مسلمانان را نمي دهند و همين روحيه برخاسته از باورهاي ديني و مذهبي بود كه افتخار جاودانه را براي ايران اسلامي به ارمغان آورد.
استاد شهيد مرتضي مطهري :
منطق شهيد،منطق سوختن و روشن كردن است؛منطق حل شدن و جذب شدن در جامعه براي احياء جامعه است؛منطق دميدن روح به اندام مرده ارزش هاي انساني است؛منطق حماسه آفريني است؛منطق دورنگري بلكه بسيار دورنگري است.
از وصيت نامه شهيد علي اكبر آذر افراز:دانش آموزان! اي سلحشوران صحنه ي جنگ با جهل و بي سوادي!درود خدا بر شما كه توانستيد به كمال خداوندي راه پيدا كنيد و با عمل خود يعني پيكار كردن با بي سوادي،خدمت عظيمي به اين انقلاب بكنيد.
از وصيت نامه شهيد احمد خليلي طرقبه:برادرانم!از شما مي خواهم آگاهانه درس بخوانيد و عمل كنيد.
از وصيت نامه شهيد حسن آخرتي:برادرم! درست را خوب بخوان تا علم داشته باشي و محتاج خارجيان نباشيم كه استثمارمان كند.
از وصيت نامه شهيد شهرام آذري آزاد:از دانش آموزان مي خواهم با جهاد درس خواندنشان،سعي كنند راه شهدا را ادامه دهند و با اين كار،مشت محكمي بر دهان استكبار خواهند زد.
از وصيت نامه شهيد سعيد رشيدآبادي : برادران و خواهران عزيزم!با خوشحالي و خوشرويي با ديگران برخورد كنيد و سعي كنيد در درس هايتان موفق باشيد.
از وصيت نامه شهيد عبدالعلي خاكي: جوانان عزيز!درس خواندن،امروز براي شما يك فريضه اسلامي است،زيرا خودكفايي كشور ما در بخش صنايع و توليد كشاورزي،منوط به رشد فكري و فرهنگي شما نونهالان اسلام است كه به ياري خداي بزرگ بتوانيد عهده دار مسئوليت اداره كشور شويد.
از وصيت نامه شهيد محمد جمعه: برادرم! در سنگر مدرسه، از اسلام اصيل و واقعي دفاع كن.هميشه با عمل،با حرف زدن،با راه رفتن،با خنديدن،با خوابيدن،اسلام را تبليغ كن و مبلغ راه سرخ حسين بن علي عليه السلام و فرزند برومندش بهشتي عزيز باش.
از وصيت نامه شهيد شعبانعلي قاسم زاده:دشمنان از فكر ما مي ترسند،پس درس بخوانيد كه بهترين سلاح است براي مقابله با دشمنان و بهترين سرمايه است براي كشور.
از وصيت نامه شهيد قاسم قاسمي: فرزندان من! خوش رفتار باشيد و نماز و درستان را درست بخوانيد.
از وصيت نامه شهيد حسين لمين مقدم: برادران عزيزي كه در نهادهاي انقلاب اسلامي فعاليت مي كنند،محيط خودشان را با گرمي و صفاي ايمان و اخوت اسلامي روشن بدارند و كارهاي اجرايي كه زياد هم است،آنان را از مطالعه و تعليم و تعلم باز ندارد كه اين عمر، ارزش زيادي براي اين كار ندارد و عمرها رفتني است و اعمال صالح،باقي مي ماند.
از وصيت نامه شهيد محمدرضا بابا سلطاني: شما برادران معلم كه مسئوليت بزرگي بر عهده داريد! بايد همچون شمع بسوزيد و اين فرزندان انقلاب را چنان تربيت كنيد كه براي نسل هاي آينده به درد بخورند،چراكه براي زماني ديگر آفريده شده اند.
از وصيت نامه شهيد علي اكبر محمدي ثاني: امام مي فرمايد درس خواندن محصلين در جبهه در اوقات فراغتشان،خود،بعد ديگري از جهاد است.وقتي هم كه مدرسه هستند،خوب درس بخوانند كه به گفته امام،اگر در مدرسه درس نخوانيد،مدرسه رفتن،حرام است.
از وصيت نامه شهيد نورعلي دادمحمدي: براي خدا درس بخوانيد و براي خدا خدمت كنيد و هيچ گاه در كارهايتان خدا را فراموش نكنيد.
از وصيت نامه شهيد سيد مجتبي اسدي: به دانش پژوهان و دانش آموزان توصيه مي كنم كه درس و دانش را يك فريضه الهي بدانند.مدرسه و دانشگاه را يك سنگر بدانند.به معلمين پيشنهاد مي كنم كه هدف الهي را در سر كلاس و مدرسه،دنبال كنند و به دانش آموزان،درس شهادت بياموزند.
از وصيت نامه شهيد عباس ولي نژاد زوارق: شما برادران و خواهرانم! سعي كنيد بيشتر درس بخوانيد تا به مراحل عاليه برسيد و بدانيد كه انقلاب،نياز به افراد متخصص متعهد دارد تا بتوانيم خودكفا بشويم و انقلاب را در سراسر جهان،توسعه دهيم.
ولادت:1310 اسفراين
شهادت:7/4/1360 حزب جمهوري اسلامي- تهران
مسئوليت:نماينده مردم اسفراين در مجلس شوراي اسلامي
نهم ارديبهشت سال 1310 هجري شمسي همزمان با شكفته شدن گل ها در روستاي روئين اسفراين از توابع شهرستان اسفراين،غنچه اي در باغ زندگي ملا رحمان شكفت كه او را محمدحسن ناميدند.دست تقدير اين كودك خردسال را در سن 6 سالگي از نعمت پدر محروم كرد.محمدحسن تا ده سالگي مقدمات علوم اسلامي را نزد پدر و عموي خود فراگرفته بود و در اين سن جهت كسب تعاليم اسلامي راهي مشهد مقدس گرديد.ايشان تا سن 27 سالگي سطوح عالي دروس حوزه را گذراند و در اين سن به ديار خود مراجعت و ازدواج نمود.ايشان در دوران رژيم طاغوت همواره در منابر و مجالس وعظ مسئولين وقت را به رعايت موازين شرع دعوت مي نمود.فعاليت هاي مبارزاتي اين شهيد با شهادت آية الله حاج آقا مصطفي خميني در سال 1356 در شهرستان اسفراين جنبه گسترده و علني به خود گرفت.ايشان بارها طي سخنراني هاي مختلف آمادگي خود را براي نثار جان در راه مبارزه با طاغوت اعلام مي نمود و در اين راه هراسي به دل راه نمي داد بطوري كه شهرستان اسفراين تحت تاثير قدرت كلام و عمل وي قرار گرفت.شهيد طيبي با پيروزي انقلاب نقش بسزايي در سر و سامان دادن به ادارات دولتي و ايجاد آرامش در جامعه ايفا نمود.
همزمان با برگزاري انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي با اصرار اقشار مختلف به ويژه روحانيت معظم،كانديداي نمايندگي مجلس شد و به عنوان اولين نماينده از سوي مردم اسفراين برگزيده شد.همزمان با نمايندگي مجلس با عضويت حزب جمهوري از هيچ تلاشي در جهت اعتلا و تثبيت حكومت اسلامي دريغ نورزيد.ايشان به عنوان يكي از اعضاي كمسيون اصل 90 در مجلس نيز مسئوليت خطيري به عهده داشت،تا اينكه سرانجام در شامگاه هفتم تير سال 1360 همراه با شهيد مظلوم دكتر بهشتي و 72 تن از ياران باوفايش بر اثر انفجار بمب در محل حزب جمهوري رداي زيباي شهادت را به تن نموده،عاشقانه به آسمان پر كشيد و بر خوان كرم پروردگار و معبود خويش ميهمان گرديد.
روحش شاد و راهش پررهرو باد
هفته دفاع مقدس بر عاشقان مبارک
هشت نوبت روي صحرا رنگ عاشورا گرفت
هشت نوبت آتش ظهرعطش بالا گرفت
هشت نوبت خيمه ها بي وقفه آتش نوش شد
هشت نوبت آبروي آب ها خاموش شد
هشت نوبت رودها محبوس در خنجر شدند
باغ ها در التهاب خويش خاكستر شدند
پيش رو يك قوم ياغي،پيش رو يك قوم پست
اين طرف مردان جنگي،مردم قرآن به دست
پيش رو يك قوم سركش از تبار خويش پست
شمريان بي حيا از نسل قومي سگ پرست
پيش رو تلي از آتش،سيم هاي خاردار
پيش رو انبوه نفرت،كينه هاي ريشه دار
پيش رو سوداگران مرگ خنجر مي كشند
سرخوشند و تيغ برعباس و اكبر مي كشند
اين طرف مرداني از خون خدا استاده اند
مثل اسماعيل در اوج منا استاده اند
اين طرف فرياد ياران بوي قرآن مي دهد
بوي مسجد،بوي سجده،بوي ايمان مي دهد
اين طرف تكرارعاشوراست؛خون و تشنگي
التهاب است،آفتاب است و جنون و تشنگي
اين طرف ايمان تلاوت مي كند لب هاي تيغ
شور ميدان دارد اين سو،سروهاي بي دريغ
غيرت عباس دارد آن كه بر دريا زده ست
آسمان را پاس دارد آن كه بر دريا زده ست
گو فرو ريزند تيغ ها و تيرها،آماده ام
برنمي گردم،كه مي دانم حسيني زاده ام
تن كجا و من ؟، كه با رأي خطا بيعت كنم
عافيت خواهي نمايم،روي بر ذلت كنم
ولادت:1318 تهران
شهادت:19 رمضان 1357 تهران
مجاهد شهيد سيد علي اندرزگو درسال 1318 هجري شمسي در يكي از مناطق جنوب تهران در خانواده اي متدين چشم به جهان گشود.از همان كودكي آثار نبوغ در چهره اش پيدا بود.پس از طي دوران ابتدايي به علت كمك به معيشت خانواده ترك تحصيل كرده و وارد بازار كار شد.پس از مدتي براي فراگيري دروس حوزوي در مسجد محل نزد اساتيدي چون حجةالاسلام بروجردي و ميرزا علي اصغر هرندي دوره مقدمات را گذراند و پس از آن عازم قم و سپس راهي نجف اشرف شد.اما زمان زيادي نگذشت كه مجددا به قم بازگشت و در محضر آيات عظام مشكيني و مكارم شيرازي،اخلاق و تفسير قرآن را فراگرفت و قوانين و لمعه را نزد آقاي دوزدوزاني به پايان رساند و عازم تهران شده در مدرسه چيذر تحصيل را ادامه داد.پس از آن جوار حضرت رضا عليه السلام را براي ادامه تحصيل برگزيد.در مشهد ضمن تحصيل،به تدريس جامع مقدمات پرداخت.ايشان به جهت فكر باز و بينش عميق و ديدن گرفتاري هاي مردم وارد ميدان مبارزه با رژيم گرديد و با شكل گيري فعاليت هاي فدائيان اسلام خاصه شهيد نواب صفوي علاقه مند به اين گروه شدو همراه با آنان مبارزه مسلحانه را آغاز نمود.او دوره آموزش نظامي و چريكي را در پايگاه الفتح لبنان گذراند.ايشان در جريان حوادث انقلاب خاصه سال هاي 1314 تا 1343 نقش زيادي در حمايت از امام رضوان الله عليه و انقلاب و بسيج عمومي داشت.او با تغيير چهره سفرهاي زيادي به مناطق مختلف كشور و خارج كشور جهت تبليغ و آگاهي دادن مردم و تهيه سلاح و توزيع آن داشت.
اين شهيد نقش بسزايي در ترور عوامل رژيم و مزدوران آمريكايي و انگليسي به صورت مستقيم و غيرمستقيم ايفا مي نمود و حتي نقشه ترور شخص شاه را آماده كرده بود به گونه اي كه پيكره رژيم شاه را به لرزه انداخته بود لذا سال هاي دستگيري يا شهادت ايشان به يكي از ماموريت هاي ويژه ساواك و عوامل امنيتي در تمامي كشور تبديل شده بود.ايشان در سال 1357 در عصر نوزدهم ماه مبارك رمضان در محله اي نزديك ميدان ژاله در درگيري مسلحانه به محاصره نيروهاي مسلح ساواك درآمده و روح ملكوتي اين سرباز فداكار اسلام به اجداد طاهرينش پيوست.
روحش شاد و راهش پررهرو باد