نام پدر:دادالله
تاريخ و محل تولد:1334 روستاي اسلام قلعه
تاريخ ومحل شهادت:10/10/1357 مشهد
مبينه سالارپور در روستاي اسلام قلعه متولد شد و در همان جا به مكتب رفت و قرآن را فراگرفت.در سن 12سالگي مادر خود را از دست داد و در سن 16 سالگي ازدواج كرد كه به علت عدم تفاهم طلاق گرفت و به مشهد آمد و در خانه خاله اش ساكن شد و تامين هزينه زندگي اش را به عهده گرفت؛ از طريق شكستن پسته و پشم ريسي امرار معاش مي كرد.او بسيار قانع و صرفه جو بود چنانكه لباس هاي مندرس را نيز دور نريخته و با آن ها بالش درست مي كرد.به نماز اول وقت و جماعت بسيار اهميت مي داد.نماز قضا بجا مي اورد و مي گفت«از غيبت كردن و دروغ گفتن و خنديدن بهره اي نمي برم.فردا همين نمازهاست كه دستگيرم مي شود».وي دائما وضو داشت.به روزه داري در ايام ماه رجب مقيد بود و بسيار روزه مي گرفت.در مراسم روضه خواني و مراسم ويژه دهه اول محرم شركت مي كرد و هميشه براي خدمتگزاري و پخت نان براي اين مراسم آماده بود و فعاليت بسيار داشت.به شدت از اسراف و صرف مال غير حلال پرهيز داشت و ديگران را نيز از اين گناه منع مي كرد.از غيبت دوري مي كرد و مي گفت انسان بايد هميشه راجع به آخرت فكر و صحبت كند.
با آنكه سواد خواندن و نوشتن نداشت به احكام شرعي آگاهي كامل داشت و ديگران را راهنمايي مي كرد.
با شروع انقلاب در راهپيمايي ها حضور گسترده داشت و در مقابل ممانعت دايي و خاله اش مي گفت:من در اين دنيا كه خوشي نديدم لاقل در آخرت ببينم.
سرانجام در سن 24 سالگي در راهپيمايي دهم دي ماه در مشهد به شهادت رسيد و جسد مطهرش پس از سه روز شناسايي گرديد و پس از تشييع دفن گرديد.هم اكنون در روستاي اسلام قلعه مدرسه اي به نام اين بزرگوار نامگذاري شده است .
تاريخ تولد:26/3/41
تاريخ و محل شهادت:4/4/62 كردستان
مسئوليت:جانشين واحد
منطقه عمليات:سردشت
شهيد به روايت «داوود نظام پور»
شبي كه قرار بود ما جزء نيروهاي عمل كننده باشيم ايشان پيش ما آمد و گفت:من مي خواهم با شما بيايم.ديدم رنگ از رويش پريده است و اصرار كرد ابتدا قبول نكردم،ولي وقتي ديدم دلش شكست به ناچار قبول كردم.وقتي مي خواست به جلو برود پيش من آمد و اجازه خواست به او اجازه دادم.به من گفت:بايد از صميم قلب اجازه بدهي چون شما از نظر ولايتي فرمانده من هستي و اگر از صميم قلب اجازه ندهي اين رفتن من شرعا اشكال دارد.به او گفتم:به يك شرط اجازه مي دهم كه اگر شهيد شدي مرا شفاعت كني.ايشان قول شفاعت داد.صبح روز بعد يك احساس دروني به من گفت كه رضا شهيد شده است.
ادامه فشار دشمن براي پيشروي در جنوب و خطوط مياني
در هفتمين روزجنگ از تحميلي، رزمندگان ايراني موفق شدند از نزديك شدن نيروهاي دشمن به آبادان و خرمشهر جلوگيري كرده تا حدودي آنان را عقب برانند.
دراين روز نيروهاي عراقي بيشترين تلاش خود را به كار بردند تا به اهواز نزديك شده، وارد سوسنگرد ، انديمشك و دزفول شوند و اگرچه موفق به اين كار نشدند، ولي خود را تا پشت رودخانه كرخه رساندند.
در جبهه مياني ، درگيري در نوار مرزي ادامه داشت و در شمال اين جبهه، رزمندگان ايران براي عقب راندن دشمن ازسرپل ذهاب و قصرشيرين و جلوگيري از پيشروي بيشتر در محور گيلان غرب موفقيتهايي كسب كردند.
هواپيماهاي دشمن علاوه برپشتيباني نيروي زميني، تاسيسات نظامي، اقتصادي و ... را بمباران كردند، چند هواپيماي دشمن سرنگون شد و جنگندههاي جمهوري اسلامي ايران نيز چند پادگان نظامي دشمن و تاسيسات صنعتي عراق را بمباران كردند.
نخستين قطعنامه شوراي امنيت
رژيم بعث عراق با برخورد با موانع رزمندگان ايراني در جبهههاو مسدودشدن راه پيشروي ارتش بعث با برخورد دو پهلو از يك سو تهديد ميكرد براي تامين شرايط مورد نظر تمام قوايش را وارد جنگ خواهد كرد و از سوي ديگر براي به دست گرفتن ابتكار سياسي و تحت فشار قراردادن ايران، قطعنامه ۴۷۹شوراي امنيت را ميپذيرد و با پيشنهاد آتش بس موافقت ميكند.
درسطح بينالمللي نيز اعضاي شوراي امنيت پس از گذشت هفت روز تجاوز عراق به ايران، نخستين قطعنامه خود را بدون اشاره به كشور تجاوزگر و لزوم عقب- نشيني نيروهاي متجاوز به پشت مرزهاي بينالمللي صادر كردندو خواستار توقف جنگ شدند.
اين قطعنامه در شرايطي بهتصويب رسيد كه ناتواني عراق براي دستيابي به يك هدف زودرس وپايان سريع جنگ مشخص شد وشركت در يك جنگ درازمدت در راستاي منافع عراق نبود و احتمال پيروزي جمهوري اسلامي ايران را درپي داشت.
بدين جهت جمهوري اسلامي ايران قطعنامه را رد كرد.
اما رزمندگان ايراني براي اثبات تجاوز دشمنان به خاك ايران و بيگناهي خود علاوه بر هفت روز، هفت سال و ۳۵۸روز ديگر مقاومت كردند و تا ۲۷تير سال ۶۷در برابر دشمنان ايستادند و در ميان بهت جهان، هشت سال مقاومت را در پرونده دفاعي خود به ثبت رساندند.
هرچند پس از فروپاشي رژيم بعث عراق نيز نه دولت وقت عراق و نه هيچ قدرت جهانيغرامت جنگ هشت سالهاي كه بر ايران تحميل شد برعهده نگرفت، اما تجربه مقاومت در برابر تجاوز و زيادهخواهي دشمنان، نخستين دستاورد هشت سال دفاع مقدس بود كه ملت ايران هنوز هم از آن بهره ميبرد.
امروز مرزهاي جنوب و غرب كشور متبرك به قطره قطره خون رادمرداني است كه وجب به وجب خاك اين كشور و آسايش مردمانش را به زندگي خود ترجيح دادند.
امنيت اين سرزمين را سربازان گمنامي رقم زدند كه به دور از نام و نشان، در برابر همه ددمنشيهاي دشمن مقاومت كردند و غرور ملي ايراني را به نمايش گذاشتند و در حساسترين و شكوهمندترين فراز تاريخ اين نظام، عاليترين مظهر عشق، ايمان، تقوي و جهاد را عينيت بخشيدند.
امروز روايت اين رادمرديها بر گرده بازماندگان جبهههاي هشت دفاع مقدس سنگيني ميكند و بر آنان است كه راوي دلاورمرديهاي هشت سال دفاع مقدس براي نسلهايي از مردم اين كشور باشند كه جنگ را تجربه نكردند.
اگر آن روز در ضرب آهنگ فرود خمپارهها ، رگهاي غيرت مردان اين مرز و بوم به تپش درآمد و روح دفاع و جهاد چونان جان شيرين بر كام همه جوانان ايران زمين نشست، امروز هم بهمدد آگاهي نسلهاي پس از جنگ از هشت سال دفاع مقدس، قدمهاي سترگ فرزندان ايران، نظام اسلامي ايران را در راه رسيدن به آرمانهاي والايش، ياري و همراهي خواهد كرد.
زمين گير شدن قواي دشمن در جنوب
درششمين روز، اجراي آتش و بمباران شديد نقاط مختلف خوزستان ادامه يافت.
تلاش نيروهاي عراقي براي ورود به شهرهاي خرمشهر و آبادان ومحاصره اهواز به نتيجه نرسيد.
از طرف ديگر با وجود استقرار نيروهاي دشمن در قصرشيرين، مقاومت نيروهاي خودي در اين شهر ادامه يافت و وضعيت رزمندگان اسلام در سرپل ذهاب بهبود يافت، ليكن پيشروي دشمن در جنوب قصرشيرين به طرف گيلان غرب همچنان ادامه داشت.
هواپيماهاي دشمن علاوه بر پشتيباني نيروي زميني ، مراكز نظامي و غير- نظامي را بمباران كردند و خسارات جاني و مالي به بار آوردند، از سوي ديگر هواپيماهاي خودي چند پادگان و پايگاه نظامي دشمن را بمباران كرده، چند پل و جاده نظامي راتخريب كردند.
شش روزپس ازآغاز تجاوز عراق ، با كند شدن روند پيشروي ارتش بعثوناكامي نيروهاي عراقي در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده در خوزستان ، گرايش به برقراري آتش بس در حكام بغداد افزايش يافت.
تلاش هياتهاي صلح تشديد شده، فشار سياسي بر ايران براي پذيرش آتش بس فزوني گرفت.
از سوي ديگر، آمريكا و متحدان آن براي حفظ امنيت كشتيراني آزاد و باز نگهداشتن تنگه هرمز، حضور ناوگانهاي خود را در خليج فارس افزايش ميدادند.
اعلام پذيرش ميانجيگري از سوي عراق
از نخستين ساعات روز پنجم، نيروهاي عراقي براي تصرف خرمشهر فشار سنگين - تري وارد كردند وموفقيتهايي نيزبهدست آوردند، ليكن باايستادگي رزمندگان اسلام، دوباره وضعيت خرمشهر بهبود يافت.
همچنين در اين روز ، تلاش دشمن براي نزديك شدن به اهواز ادامه داشت .
پادگان حميديه در معرض سقوط قرارگرفت و اقدامات دشمن براي تصرف بستان به نتيجه نرسيد.
درمنطقه مياني، دهلران درمحاصره نيروهاي عراقي قرار گرفت وسد "كنجانچم" به دست آنها افتاد و گيلان غرب تا مرز سقوط پيش رفت.
حملات هوايي دشمن به نقاط استراتژيك ادامه يافت و هواپيماهاي دشمن علاوه بر پشتيباني نيروهاي متجاوز، به بيش از ۱۰شهر تجاوز كرده، فرودگاه ها، تاسيسات نفتي، صنعتي و ... را بمباران كردند، تعدادي از هواپيماهاي متجاوز نيز سرنگون شدند.
در جمهوري اسلامي ايران به تدريج اعتماد به نفس بيشتري نسبت به جنگ و مقابله با تجاوز عراق پيدا شد.
در مقابل، عراق كه در يكي دو روز اول جنگ ، كشورها و سازمانهاي بين - المللي را از هرگونه اقدام ميانجيگرانه منع ميكرد، حال كه نيروهايش زمين- گير شدهبودند، اعلام كرد هرگونه ابتكار بينالمللي را از طرف هر كشور دوست يا مسئولي براي پايان دادن به جنگ خواهد پذيرفت که مانوری سیاسی نطامی بود .
تشديد فشار دشمن براي پيشروي در جبهه جنوبي
گزارشهاي روز چهارم جنگ ، تلاش نيروهاي عراقي را براي اشغال نقاط مهم و پيشروي در عمق منطقه جنوب نشان ميدهد.
دشمن تجهيزات زرهي بيشتري بهكار گرفت و به آبادان و خرمشهر نزديك تر شد و بستان را در آستانه سقوط قرار داد.
همچنين منطقه مياني ، شاهد ورود نيروهاي مهاجم بهداخل شهرهاي قصرشيرين و سرپل ذهاب بود.
در منطقه شمال غرب ، پيرانشهر و مهاباد تهديد شدند. هواپيماهاي دشمن بيش از ۱۰شهر را مورد هجوم قرار داده و نقاط مختلف اين شهرها را بمباران كردند كه علاوه بر خسارات مالي، تعدادي از مردم نيز شهيد و مجروح شدند. در جريان اين تجاوزات چند هواپيماي دشمن سرنگون شد.
در آن روزها اختلافاتي بر سر چگونگي ادامه جنگ و بكارگيري نيروها در ايران وجود داشت.
"بني صدر" كه بيلياقتياش در آن دوران حساس به اثبات رسيد وپس از مدتي از فرماندهي كل قوا خلع شد ، تنها براستفاده از ارتش وانجام عمليات كلاسيك تاكيد داشت و تلاش ميكرد خود را يگانه حامي ارتش معرفي كرده و از اين طريق موقعيت خود را در داخل كشور تثبيت كند.
در مقابل ، نيروهاي خط امام(ره) اتكا به جنگهاي كلاسيك و جنگ افزارهاي كلاسيك را كافي ندانسته ، خواستار استفاده از شيوههاي انقلابي و جنگ مردمي عليه عراق بودند كه بسيج مردم را در پي داشت و نقش آن در دوران دفاع مقدس آشكار شد.
ارتش، سپاه ، بسيج و نيروهاي مردمي در دوران دفاع مقدس با اتحاد بر خصم تاختند وضمن اثبات حقانيت ايراناسلامي، دشمن را با شكست مواجه كردند.
در روزهاي اوليه تجاوز عراق به ايران، استراتژي جنگ سريع عراق ، آثار شكست خود را كمكم نشان ميداد و رژيم عراق كه موفق نشده بود به اهداف سه روزهخود درجنگ نايلآيد و خودرا رودرروي يك جنگ طولاني ميديد، تلاش گستردهاي را براي دريافت سلاح از شوروي و فرانسه در پيش گرفت .
در خاورميانه، جنگ عراق عليه ايران منجر به بروز شكاف بيشتر در جهان عرب شد.
كشورهاي مصر، اردن، مراكش، قطر، كويت، عربستان سعودي و يمن شمالي از عراق حمايت ميكردند و كشورهاي يمن جنوبي ، سوريه و ليبي در كنار ايران قرار گرفته بودند.
در سطح بينالمللي، آمريكا به منظور پيشگيري از آثار ناشي از موفق نشدن عراق ، مشورتهايي را با متحدان خود آغاز كرد.
آمريكا درپي ايجاد يك نيروي دريايي مشترك براي محافظت از تنگه هرمز بود.
اشغال مهران ، سومار و نفت شهر
در سومين روز حمله ، با وجود افزايش فشارهاي زميني و هوايي دشمن و به كارگيري يگانهاي زرهي به دليل مقاومت نيروهاي نظامي و مردمي ، تلاش دشمن براي اشغال خرمشهر، محاصره آبادان و نزديكي به اهواز ناكام ماند.
منطقه مياني، شاهد تشديد فعاليت دشمن و سقوط شهرهاي مرزي مهران، سومار و نفت شهر بود.
سرپل ذهاب و قصرشيرين نيز در آستانه سقوط قرار گرفتند.
هواپيماهاي دشمن حداقل ۱۵شهر و منطقه را مورد توجه قرارداده و تاسيسات صنعتي و نقاط مسكوني و حتي بيمارستانها را بمباران كردند و خسارات جاني و مالي فراواني به بارآوردند.
در جريان اين تجاوزات، تعدادي هواپيماي دشمن سقوط كرد.
درگيري دريايي، باعث شد تا يك ناو خودي مورد حمله هواپيماهاي دشمن قرار گيرد و يك كشتي لايروب عراقي منهدم شود.
امام خميني (ره): جنگ بين اسلام و كفر است
امام خميني(ره) اعلام كردند كه جنگ ايران و عراق " جنگ بين اسلام و كفر و قرآن كريم و الحاد است".
پس از برخي تلاشها براي پايان تجاوز عراق به خاك ايران ، بغداد آشكار مدعي شد ايران مسوول آغاز جنگ است و اعلام كرد كه " دست به يك جهاد مقدس " عليه ايران زدهاست.
در شوراي امنيت سازمان ملل متحد بر سر متن بيانيهاي درباره جنگ عراق بر عليه ايران بين اعضاي شورا اختلاف افتاد.
شوروي خواستار رسيدگي شوراي امنيت بهمساله جنگ شد، ولي ساير اعضا تنها به ارسال پيامهايي به ايران و عراق براي پايان دادن به جنگ بسنده كردند و بدون در نظر گرفتن نقش سازمان ملل در مورد پايان دادن به منازعات ، از دو كشور درگير خواستند تا دستور يك آتش بس فوري را صادر كنند.
اين در حالي است كه پيشروي نيروهاي عراقي در داخل خاك ايران همچنان ادامه داشت.